تبلیغات
جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری - جایگاه آمایش سرزمین در نظام برنامه‌ریزی كشور (2)

جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری
 
برنامه‌ریزی و توسعه شهری و منطقه‌ای

جایگاه آمایش در نظام برنامه‌ریزی كشور

به لحاظ مفهوم آمایش سرزمین ایجاد تعادل بین سه عنصر انسان، فضا و فعالیت تعریف شده و مقولـه آمایش، تلفیقی از سه علم اقتصاد ـ جغرافیا و جامعه‌شناسی است. ظهور رویكرد آمایش سرزمین در نظام برنامه‌ریزی كشور ماحصل ضرورت‌هایی بود كه از دیرباز در نظام برنامه‌ریزی احساس می‌شد. اكنون كه بیش از 30 سال از پیدایش این ایده در نظام برنامه‌ریزی می‌گذرد فرصت مناسبی است تا سه بار تجربه مطالعات آمایش در كشور به بوته نقد سپرده شود تا از این طریق بررسی جایگاه آمایش سرزمین در نظام برنامه‌ریزی با توجه به الزامات عملیاتی و قانونی موجود واقع‌بینانه‌تر صورت پذیرفته و زمینه تنظیم هرچه منطقی‌تر روابط میان سطوح مختلف برنامه و تعیین جایگاه مناسب برای آمایش سرزمین بوجود آید.

آمایش سرزمین به عنوان بالادست‌ترین سند توسعه كشور از جایگاه خاصی در نظام برنامه‌ریزی كشور برخوردار است اگر ابعاد مختلف برنامه‌ریزی و توسعه را در سطوح مختلف بررسی كنیم جایگاه آمایش سرزمین در نظام برنامه‌ریزی ایران به روشنی قابل تشخیص خواهد بود.

علاوه بر روابط افقی كه در ارتباط میان نظام برنامه‌ریزی و نظام اجرایی كشور در قالب سطوح مختلف برنامه (اعم از بلندمدت / میان مدت / كوتاه مدت) وجود دارد، وجود ارتباطاتی عمودی در درون نظام برنامه‌ریزی كه جایگاه هریك از سطوح برنامه را تبیین نموده و چگونگی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری این سطوح را از یكدیگر تشریح می‌نماید ضروری است. بدون شناخت این نوع از روابط درك كافی از نحوه عملكرد و وظایف مورد انتظار نظام برنامه‌ریزی نمی‌توان داشت.

براساس تقسیم‌بندی چهار سطح برنامه‌ریزی را می‌توان از هم تفكیك كرد:

1ـ خرد

2ـ كلان

3ـ توسعه

4ـ آمایش

هركدام از سطوح فوق نیز مشخصات و ویژگیهای خاصی دارند كه آمایش را از سایر سطوح تفكیك می‌كند.

 

جدول شماره (1): مقایسه رویكرد آمایش با سایر رویكردهای برنامه‌ریزی از نظر اهداف

اهداف

سطوح

هدف برنامه‌ریزی

خرد

مطلوبیت مصرف‌كننده ـ سود بنگاه ـ تابع رفاه اجتماعی

كلان

دستیابی به سطوح و نرخهای مورد نظر متغیرهای كلان اقتصاد كه این سطوح و شاخصهای بهینه به تناسب تابع هدف توسعه اقتصادی ـ اجتماعی سیاسی در سازگاری با عملكرد اقتصاد خرد انتخاب می‌گردند.

توسعه

تبیین تابع هدف منسجم اجتماعی كه استراتژی توسعه بلندمدت / میان‌مدت / و كوتاه مدت را تعیین نموده شاخصهای توسعه و سطوح بهینه آنها را تبیین می‌كند.

آمایش

بهره‌وری از منابع و ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و محیطی سرزمین

منبع: مطالعات آمایش سرزمین، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، 83

 

اهداف تعیین‌شده در برنامه‌ریزیهای سطوح مختلف حاكی از جایگاه بالای آمایش بعنوان چارچوب توسعه بلندمدت كشور و در واقع راهنمای تدوین سایر سطوح برنامه‌ریزی است. بهره‌وری از منابع و ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی و محیطی سرزمین هدف اصلی آمایش سرزمین است كه سایر اهداف سطوح توسعه، كلان و خرد را نیز در برمی‌گیرد در واقع رسیدن به هدف آمایش در یك افق بلندمدت 20 ساله مستلزم رسیدن به اهداف برنامه‌های 5 ساله، سالانه، بخشی و منطقه‌ای است و ضروری است جهت‌گیری این برنامه‌ها در راستای اهداف آمایش صورت گیرد.

از طرف دیگر مطالعه پیامدهای فضایی هركدام از سطوح فوق در تبیین بهتر جایگاه آمایش در نظام برنامه‌ریزی و در بین سطوح برنامه‌ریزی كمك شایانی خواهد نمود.

 

جدول شماره (2): مقایسه رویكرد آمایش با سایر رویكردهای برنامه‌ریزی از نظر پی‌آمدهای فضایی

پیامد فضایی

سطوح

پیامدهای فضایی

خرد

تعامل فعالیت و فضا ـ مكانیابی جهت حداكثر كردن سود بنگاه

كلان

پراكنش غیر هماهنگ فعالیت در فضا

توسعه

رابطه انسان ـ فعالیت، پراكنش غیر هماهنگ فعالیت در فضا

آمایش

تعامل بین انسان و فعالیت‌های انسان در فضا و چیدمان منطقی از استقرار جمعیت و فعالیت در پهنه سرزمین

منبع: همان

 

سازماندهی مناسب فعالیت و انسان در پهنه سرزمین غایت اصلی تمام برنامه‌ریزیها در سطوح مختلف است. اگرچه در سطح خرد مكانیابی جهت حداكثر نمودن سود بنگاه و در واقع جا نمایی بهتر فعالیت‌ها پیامد فضایی این نوع برنامه‌ریزی می‌باشد ولی این جانمایی در راستای هدف بالاتر یعنی چیدمان منطقی فعالیتها در پهنه سرزمین ایفای نقش می‌كند به عبارت دیگر فرایند برنامه‌ریزی صحیح و سلسله مراتبی از سطح آمایش ملی شروع و با تدوین برنامه‌های میان مدت توسعه‌ای و برنامه‌ریزی كلان اقتصادی به سطح برنامه‌ریزی خرد منتهی می‌شود. اتكا به این سلسله مراتب نه تنها به اجرایی شدن مطالعات كلان و بلندمدت كمك شایانی می‌كند بلكه روند توسعه كشور را منطقی، هماهنگ و پویا می‌سازد و عناصر توسعه یك كشور همانند اجزاء یك سیستم یا اندامهای یك بدن دارای عملكردی تخصصی بوده و چارچوبهای توسعه مناطق و اهداف بلندمدت آنها متأثر از اهداف بلندمدت ملی بوده و برنامه‌ریزیهای محلی نیز از چارچوبهای توسعه منطقه‌ای پیروی خواهند كرد.

بنابراین در رویكردهای مختلف توسعه نگاه برنامه‌ریز به برنامه‌ریزی متفاوت خواهد بود.

ـ در نگاه خرد نگاه برنامه‌ریز فرایند تصمیم‌سازی كارگزاران منفرد اقتصادی است.

ـ نگاه كلان ماحصل تعامل تصمیمات كارگزاران اقتصادی در سطح كل فعالیت اقتصادی است.

ـ در نگاه توسعه تعریف اثربخش شاخصهای توسعه‌یافتگی و رسیدن به آن در فرایند پایدار مدنظر می‌باشد.

و در نگاه آمایش مهندسی ترتیبات بهره‌وری بهینه از ظرفیتهای اجتماعی و طبیعی مدنظر می‌باشد.

بسته به آنكه چه حدی از تاثیرگذاری آمایش را بر نظام برنامه‌ریزی كشور می‌پذیریم نحوه استفاده از اسناد آمایشی در تنظیم روابط سرزمینی بخش‌ها تفاوت می‌كند. در یك تعبیر نسبتاً محدود می‌توان آمایش را صرفاً به منظور شناسایی تاثیرات فضایی و جغرافیایی جهت‌گیری‌های برنامه به كار گرفت و در یك تعبیر نسبتاً وسیع‌تر می‌توان انتظارات برنامه‌ریزان در زمینه تلفیق دیدگاه‌های سرزمینی یا بخشی و ایجاد هماهنگی‌های بین‌بخشی، بین‌منطقه‌ای و بخشی ـ منطقه‌ای را با استفاده از رویكرد آمایشی برآورده ساخت. گونه‌بندی و شناسایی مجموعه رویكردهای ممكن در این زمینه به تعدیل انتظارات برنامه‌ریزان از آمایش سرزمین و به طور متقابل آمایش‌گران از نظام برنامه‌ریزی كمك می‌كند.

 برنامه‌ریزی توسعه اجتماعی و اقتصادی در قالب یك فرایند سلسله مراتبی و منطقی برنامه‌ریزی، متأثر از مطالعات توسعه فضایی و آمایش ملی است. در واقع می‌توان گفت هدف نهایی برنامه‌ریزی توسعه فضایی و آمایش سرزمین برنامه‌ریزی توسعه اجتماعی است. در سلسله مراتب فوق بعد از تهیه طرح آمایش ملی و تعیین نقش مناطق، طرح پایه آمایش استان و شهرستان تدوین و با تحلیل مراكز زیست و فعالیت تدوین برنامه‌ریزی توسعه اقتصادی محلی، منطقه‌ای و ملی نیز شروع می‌گردد.

طراحی نظام برنامه‌ریزی مبتنی بر آمایش سرزمین و ارتقاء جایگاه آمایش سرزمین به عنوان بالادست‌ترین سند توسعه بلندمدت كشور در راستای اعتلای نظام برنامه‌ریزی كشور از طریق نهادینه‌سازی رویكرد آمایشی در بدنه نظام برنامه‌ریزی به منظور تنظیم رابطه دیدگاههای درازمدت و میان‌مدت و تنظیم روابط بین برنامه‌ریزی بخشی و منطقه‌ای و تعیین نقش و جایگاه بخش‌های مختلف و عرصه‌های مختلف جغرافیایی در چارچوب مبانی آمایش سرزمین صورت می‌گیرد.

در واقع آمایش و اسناد آن در سطح ملی یك سند بالادست در افق بلندمدت 20 ساله است كه اصولاً جهت تحقق اهداف و آرمانهای آن باید تمام برنامه‌ریزیهای سطح پایین آن با استناد به این اسناد تهیه و نهایتاً به مرحله اجرا برسد.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

تجربه دو بار برنامه‌ریزی آمایش ملی قبل و بعد از انقلاب دستمایه گرانبها و انباشت دانش آمایشی ارزشمندی در نظام برنامه‌ریزی، بدنه كارشناسی و سابقه برنامه‌ریزی كشور بوده است دور اخیر مطالعات آمایش ملی كه به همت مركز ملی آمایش از سال 76 شروع شده در واقع مولود نوعی احساس نیاز به دیدگاههای جامع و راهبردی در سیستم برنامه‌ریزی كشور است. ضرورت انجام این مطالعات و اجرایی كردن آنها بر كسی پوشیده نیست چرا كه سازمان فضایی كشور حاكی از تمركز شدید جمعیت و فعالیت در یك یا چند نقطه جغرافیایی است و ضروری است ضمن شناسایی قابلیتهای توسعه مناطق مختلف و تعیین نقش‌های تخصیصی توسعه مناطق در توزیع جمعیت و فعالیت‌ها تعادل نسبی ایجاد كرد. اهمیت مطالعات آمایش به چارچوب بندی كردن فرایند توسعه كشور و مناطق در یك افق بلندمدت است بطوریكه هریك از مناطق جهت رسیدن به هدف ملی و ایفای نقش ملی در فرایند توسعه كشور مشاركت می‌كنند نه صرفاً ایفای نقش منطقه‌ای در توسعه. برهمین اساس جایگاه آمایش سرزمین در نظام برنامه‌ریزی كشور بسیار حیاتی بوده و هدف آن بهره‌وری بهینه از منابع و ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و محیطی سرزمین می‌باشد كه در مقایسه با سایر سطوح برنامه‌های (خرد، كلان، توسعه‌ای) دارای هدفی جامع‌تر و راهبردی‌تر است. پیامد فضایی آمایش نیز متفاوت از پیامد فضایی سایر سطوح برنامه‌ریزی است در واقع پیامد فضایی آمایش تعامل بین انسان و فعالیت‌های انسان در فضا و چیدمان منطقی از استقرار جمعیت و فعالیت در پهنه سرزمین می‌باشد و نقش آن در سایر برنامه‌ریزیها به نحوی است كه تمام برنامه‌های توسعه اجتماعی و اقتصادی در سطوح مختلف جغرافیایی متأثر از آن می‌باشند.

با عنایت به اینكه در كشور، مطالعات بلندمدت معمولاً بصورت اجرایی در نمی‌آیند ضروری است به پیاده كردن نظام پایش و ارزشیابی به مثابه ابزاری مدیریتی برای تقویت یا تصحیح فعالیتها و نیز حصول اطمینان از تحقق اهداف آمایش، اقدام كرد. پایش و ارزشیابی، علیرغم پیشینه نسبتاً طولانی برنامه‌ریزی در كشور تاكنون جایگاه لازم را نیافته است و به همین دلیل ضعف‌های مسیر توسعه به نحو نظام‌مند شناسایی نشده است و بازخورد آن در نظام برنامه‌ریزی و توسعه انعكاس نیافته است تا اقدامات لازم در قبال آنها اتخاذ گردد. از این روست كه با وجود تهیه طرحهای بلندمدت توسعه كمبودهای مزبور همچون حلقه مفقوده‌ای در مجموعه نظام برنامه‌ریزی و اجرایی كشور پابرجا مانده است. اكنون با توجه به تصمیمات اتخاذشده مبنی بر بكارگیری آمایش در طراحی برنامه پنجم ضروری است نظام صحیح پایش مداوم آمایش در دستور كار سازمان‌ها و نهادهای برنامه‌ریز قرار گیرد.

 

منبع: (وبلاگ دکتر نادر زالی)



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مهر 1391 توسط شمس‌اله کاظمی‌زاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک